دفتــر زنــدگــی
زندگی دفتر رنگینی است
ماجراها دارد
قصه های بد و خوب
قصه های کم و بیش
هر دمی در پی هر بازدمی
کو پس ثانیه ها می گذرد
یک ورق می گذرد
قصه زندگیم تا بکجا می پاید؟
تا کجا باید رفت؟
دفتر زندگیم
چند برگ است؟
هر دمی کو پی آن بازدمی است
یک ورق می کاهد
عمر ما در گذر است
عاقبت چیست؟
تباهی و عدم؟
یا که فردای دگر؟
ترسم از مرگ و عدم نیست
از آن می ترسم
دفتر زندگیم،
بی ثمر بسته شود