رهسپارم
رهسپار مقصدی بی انتها و دور
با دلی مدهوش و خسته
تن ز جان بیگانه و
جان در تقلای نجات این تن بر گل نشسته
گامها سست و گسسته
گونه ها خیس و
دلی در هم شکسته
این منم تنها و خسته
گم شده در کوچه های آرزو
RSS