شکسته دل
دیروز گذشت
امروز هم در گذر است
فردایی از پس فردای دگر در پیش است
در آینه آب به خود می نگرم
تنها غباری از گذشته را می بینم
قطره اشکی دل آینه را می شکند
آینه باز دگرباره بقا می گیرد
باز این پرسش بی پاسخ من
در میان توده بغض گلو میمیرد
کو کدامین بندزن،
چینی قلب شکسته مرا، بند زند؟
قلبی که هنوز ...
پر تپش است ؟!
،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،*،